مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

212

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

الرّحمن فرستد . و آن عطاى رحمانى كه متواصل گردد ، در حال رسيدن خالص باشد از شائبه ؛ كه ملايم طبع نباشد در آن حال ؛ و اگرچه ممكن [ است ] كه در مآل ، آن عطا مشوب گردد . يا در ضمن آن ، در عاقبت ، نقمتى باشد ؛ يا خالص باشد از آن چيزى كه مانع رسيدن به غرض و يافت باشند ؛ يا آنكه در وقت ، موجبات كدورت با او نباشد . چرا كه : امثال چنين عطايا كه موافق طبع مىافتد ، غالبا در ضمن آن بلايى مىباشد . پس ، از اين سبب گفته‌اند : دولت آن به كه افت‌وخيز بود * دولت تيز ، رستخيز بود و چنين عطايى كه به دست الرحمن رسد ، غير آن عطا باشد كه از الرّحمن رسد ؛ كه آن رحمت محض است . چنان كه از پيش گفته شد . و تارة يعطى اللّه على يدى الواسع فيعمّ ؛ او على يدى الحكيم فينظر فى الاصلح فى الوقت ؛ او على يدى الواهب « 143 » ، فيعطى لينعم و لا يكون مع الواهب تكليف المعطى له بعوض على ذلك من شكر أو عمل . شيخ - قدّس سره - بسبيل تعداد نعم كه از منعم واجب الوجود از گذر اسماء كه سدنهء حضرت ذات‌اند به منعم عليه مىرسد ، بسبيل اجمال ذكر مىكند ؛ و مىگويد كه : آنچه از دست اسم « الواسع » مىرسد ، آن را شمولى هست ؛ كه همه خلق را فرا مىگيرد . مثل نعمت صحّت و رزق و حيات . و آنچه از يد « الحكيم » مىرسد ، نعمتى باشد كه بحسب مصالح وقت و شخص رسد و مناسبت وى ؛ زيرا كه : حكيم نكند ، الّا آنچه اصلح باشد به مقتضاى حكمت . و آنچه از يد « الواهب » مىرسد در عطا ، آن بجز اظهار وجود نيست . و در مقابل آن از موهوب له نه عمل طلبد ،

--> ( 143 ) - ن : على يدى الوهاب ( عف ) .